



امکانات
برچسب مطالبنوای عاشقانهپیوندها |
شهادت بی بی دو عالم خانم فاطمه زهرا(س) بر تمام شیعیان تسلیت باد
دیدم که ازپس در پهلوی من شکسته است فریاد من درآنجا علی علی علی بود بر روی سینه من با میخ در نوشتند این جرم گفتن علی علی علی بود من هم زخون سینه بر روی در نوشتم تنها گناه زهرا علی علی علی بود
پسرک و دخترک مشغول بازی بودند... پسرک یک سری کامل تیله داشت و دخترک چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر به دختر گفت : من همه تیله هامو بهت میدم؛ در عوض تو همه شیرینیهات رو به من بده ! دختر کوچولو قبول کرد اما پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش برداشت و بقیه رو به دختر کوچولو داد...! اما دختر کوچولو در کمال صداقت و طبق قولی که داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد... آن شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و راحت خوابش برد ولی پسر کوچولو نمی توانست بخوابد ، چون به این فکر می کرد که همانطور که خودش بهترین تیله اش را یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل او مقداری از شیرینیهایش را قایم کرده و همه شیرینی هایش را به او نداده ...!!! نتیجه داستان : عذاب وجدان همیشه متعلق به كسی است كه صادق نیست اما آرامش سهم كسی است كه صادق است... لذت دنیا متعلق به كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند بلکه آرامش دنیا سهم كسی است كه با وجدان صادق زندگی میكند... داستانی از پائولو کوئیلو
یاس یعنی بوی دل بوی بهشت یاس یعنی فاطمه حیدر سرشت ![]()
یاس یعنی فاطمه حیدر سرشت
در مسابقه بین شیر و گوزن ، بسیاری از گوزن ها برنده میشوند
ادامه مطلب
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟ ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم... دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟ ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!! به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود... ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم ...! دوستش کنجاوانه پرسید : دیگه چرا ؟ ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم !!!
هیچ کس کامل نیست!
![]() ![]() دو قدم مانده به خندیدن برگ
یک نفس مانده به ذوق گل سرخ
چشــــم در چشـــم بهـــاری دیگــــر
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یـــــک سبــــــد عاطفــــــه دارم
همــــــه ارزانی تــــــان....![]() ![]() ![]() ![]() عید است ولی بدون او غم داریم عاشق شده ایم و عشق را کم داریم ای کاش که این عید ظهورش برسد این گونه هزار عید با هم داریم ![]()
|
|||||||||||||